تبليغاتX
پنجره ای به خیابان
جمعه هشتم اردیبهشت 1385

 

سلام

***

...

روزي تو دوباره از خاك خواهي رست

و گياهي خواهي شد

ابرهاي مهربان بر تو باريدن خواهند گرفت

و خون ِسبز ِگياهي در رگهايت جريان خواهد يافت

روزي كه دنيا دوباره دهكده‌ايست

كه لبان نجيب دخترانش رنگ خود را دارد

و فقط توتياست زينت چشم.

روزي كه دنيا دوباره پر خواهد شد از شيرين و ليلي و سارا

روزي كه جنسيت فقط يكيست                    انسان!

و انسان پرنده‌ايست

كه جغرافيا را زير پا خواهد گذاشت

بن‌بست‌ها را زير پا خواهد گذاشت

دروغ را

طراري را

و هرچه بدي را.

نسيان را فراموش خواهد كرد

و ذهن و دل و دستش بزرگ خواهد شد

آنقدر بزرگ

كه هرچه خوبي را در خود

 جاي خواهد توانست داد.

_ من روزي دوباره از خاك خواهم رست...

                                                                        شهريار شكاري

 

نوشته شده توسط شهریار شکاری در 20:42 | | لینک به این مطلب