سلام
***
...
روزي تو دوباره از خاك خواهي رست
و گياهي خواهي شد
ابرهاي مهربان بر تو باريدن خواهند گرفت
و خون ِسبز ِگياهي در رگهايت جريان خواهد يافت
روزي كه دنيا دوباره دهكدهايست
كه لبان نجيب دخترانش رنگ خود را دارد
و فقط توتياست زينت چشم.
روزي كه دنيا دوباره پر خواهد شد از شيرين و ليلي و سارا
روزي كه جنسيت فقط يكيست انسان!
و انسان پرندهايست
كه جغرافيا را زير پا خواهد گذاشت
بنبستها را زير پا خواهد گذاشت
دروغ را
طراري را
و هرچه بدي را.
نسيان را فراموش خواهد كرد
و ذهن و دل و دستش بزرگ خواهد شد
آنقدر بزرگ
كه هرچه خوبي را در خود
جاي خواهد توانست داد.
_ من روزي دوباره از خاك خواهم رست...
شهريار شكاري