تبليغاتX
پنجره ای به خیابان
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
 

وقتي تو غصه داري

من داغ دارم انگار

عشوه كه مي‌كني تو

غرق نگاتم اي يار

وقتي كه خنده بر لب

از عشق مي‌سرايي

من از گل لبانت

پروانه چينم اي يار

چون قايقي سواري

بر پشت آبي آب

وقتي كه غرق خوابي

در چارچوب ديوار

قلب شكسته‌ام را

دريا تصورش كن

در ژرفناي دريا

درّ گراني اي يار

...

يونس و هومن عزيز!‌ از اينكه خطوط بالا را به ترانه‌اي قشنگ مبدل كرديد ممنونم.

 

نوشته شده توسط شهریار شکاری در 21:42 | | لینک به این مطلب