جمعه دوازدهم خرداد 1385
سردار تلخي
آقاي منت
خداي كمبودهاي پنهاني!
نردبامها و پلها نيز به تلخي آلوده شدند
و هيچ حادثهاي نتوانست
نيروي عظيم و البته چندش آور تو را
معدوم كند
نه ريختن پل و نه شكستن بردبام
و يقين هيچ حادثهاي ديگر نميتواند تو را
به شنيدن حرفهاي دلم وابدارد
فراموش كردهاي
فراموش كردهاي كه معصوم نيستي
و آنقدر سنگ شدهاي
كه هيچ تيشهاي نميتواند
در دلت نقبي زد
و فراموش كردهاي كه هر نردبامي
روزي خواهد شكست
هر پلي روزي فرو خواهد ريخت
و هر بردهاي روزي عصيان خواهد كرد
نگذار دلها از تو تهي شوند سردار!
اصلاً آيا از خود پرسيدهاي
كه تاكنون در دلها بودهاي
يا در دستها و مغزها؟
نوشته شده توسط شهریار شکاری در 8:30 | | لینک به این مطلب